۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

نگران من نباشید :)



من خوب خوب شدم


و باز شیطونی کردن رو از سر گرفتم


۱۳۸۸ خرداد ۲۲, جمعه

ویروس !









یه روز یه ویروس بدجنس اومد و اومد


نشست روی تن کوچولوی من


و من حسابی مریض شدم


تب کردم و تمام بدنم جوش زد

امیدوارم زودتر خوب بشم و سرحال بیام براتون بنویسم






۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

سلام به دوستان خوبم













من هم باغ وحش رفتم هم شهر بازی!





۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

سلام به همه من اومدم










سرما خوردگی تموم شد


حالا حالم خوبه :)


ببخشید که نگرانتون کردم دیگه مواظب خودم هستم !




۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

سرما خوردم !






من دیروز سرما خوردم و همش از چشمام و بینی ام آب میاد



یکمی هم بیحالم اما مامان میگه که زود خوب میشم



باید بیشتر استراحت کنم اما نمیشه دوست دارم بیشتر بازی کنم !

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه

سرسره سواری












پارک نزدیک خونه خوبیش اینه که هر روزی که


هوا خوب باشه راحت میری و کلی بازی میکنی


بعد از کلی شیطونی یه خواب خوب هم به مامان هدیه میدی





۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

ماه سیزده

ماه سیزدهم هم به سلامتی گذشت
راه رفتن من خیلی بهتر شده
گاهی هم دویدن رو تجربه میکنم
الان من 9 کیلو و 700 گرم هستم و قدم 74 سانت شده

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

یاد اون روزها !






خواستم یه یادی از روز اول به دنیا اومدنم بکنم



هنوز تو بیمارستان بودم و نمیدونستم دور و برم چه خبره



حالا که نگاه میکنم میفهمم چقدر بزرگ شدم !

۱۳۸۸ فروردین ۱۴, جمعه

سیزده بدر






من امسال نتونستم سبزه گره بزنم شاید سال آینده !



اما سیزده رو در کردم . جای شما خالی خیلی خوش گذشت.